ميزان انرژى مصرفى در فعاليتهاى مختلف را ارزيابى كرده اند كه در جدول زیر به برخى از اين فعاليتها اشاره مى گردد.
| کار سبک 2/5 تا 5 کیلوکالری در دقیقه | کار متوسط 5 تا 7/5 کیلوکالری در دقیقه |
| کار گروهی | بیل و کلنگ زدن |
| کارهای سبک در صنعت | کارهای غیر مکانیزه کشاورزی |
| تمرینات ژیمناستیک | باغبانی |
| رانندگی کامیون | تنیس و دوچرخه سواری |
| بنایی | رژه با کوله پشتی و اسلحه |
| خانه داری با وسایل مدرن |
طبيعى است كه توانايى افراد در انجام يک كار مشخص متفاوت است واين تفاوت روى انرژى مصرفى تأثير مى گذارد. قسمت اصلى فعاليت در انسان شامل حركت دادن بدن است و در اكثر فعاليتها انرژى مصرفى با وزن بدن رابطه نزديک دارد. واضح است كه جدول بندى فعاليتها، تقريبى است. مثلاً بسيارى ازكارهاى مربوط به كشاورزى در مزرعه از نوع فعاليت متوسط است ولى بعضى از آنها سنگين وبسيارى ديگر، شايد سبک باشد.
از آنجايى كه استراحت وراه رفتن در مجموع قسمت زيادى از انرژى مصرفى روزانه ما
رادر برمى گيرد، به شرح آنها مىپردازيم.
انرژى مصر فى در حال استراحت
وقتى فرد در حال استراحت كامل است وهيچ نوع كار فيزيكى انجام نمى شود، براى فعاليت اعضاى درونى و حفظ حرارت بدن مقدارى انرژى مورد نياز است. اين را انرژى پايه يا استراحت (Basal resting metabolism) مى نامند. براى اندازه گيرى ميزان انرژى پايه كه به اختصار آن را Basal metabolic rate) BMR) مى نامند، مى بايستى شخص به حالت خوابيده در استراحت كامل فيزيكى و فكرى بالباس نسبتاً سبك ودر اتاقى نسبتأ گرم باشد و حداقل ١٢ ساعت از آخرين غذاى او گذشته باشد (حالت ناشتا). در جدول زیر استاندارد BMR براى سنين وجنس مختلف داده شده كه نتيجه بررسى صدها آزمايش در كشور هاى مختلف است.
ارقامى كه در اين جدول به چشم مى خورد با در نظر گرفتن سطح بدن محاسبه شده است و مقدار BMR رابرپايه سطح بدن (m2) در ساعت نشان مى دهد.
يكى از متخصصين به نام Rubner به تجربه مشاهده كرد كه اكر BMR جانداران گوناگون مثل اسب، انسان، سگ و موش بر مبناى كيلوگرم وزن محاسبه گردد، بسيار با يكديگر تفاوت دارند. ولى اكر BMR هر نوع بر مبناى مساحت بدن محاسبه شود مشابه اند. يعنى كيلوكالرى به ازاء هر متر مربع از سطح بدن، مساحت بدن رامى توان با چسباندن تكه هاى كوچک كاغذ روى تمام بدن وسپس اندازه كرفتن مساحت كاغذ تعيين كرد واين كار بر روى عده اى انجام شده است. با اين اندازه گيرى، مشاهده شد كه مى توان مساحت بدن رابا اندازه گيرى قد و وزن پيش بينى كرد. براى اين منظور نوموگرام زير تهيه گرديد.
گرچه استفاده إز مساحت بدن براى مقايسة BMR بين گونه هاى مختلف روش مناسبى است ولى براى مقايسة اختلاف موجود بين افراد يا نمونه هاى يک گونه، استاندارد مناسبى نمى باشد. به ويژه در افرادى كه شكل بدن و تركيب آن به مقدار قابل ملاحظه اى باحالت طبيعى تفاوت دارد. اين وضع بخصوص در افراد چاق صدق مى كند. زيرا BMR با توده بی چربى بدن بيش از سطح بدن ارتباط نزديک دارد. چرا كه وقتى اندازه گيرى BMR در ارتباط با توده بى چربى انجام مى گيرد اختلاف مشاهده شده بين BMR مردان و زنان در جدول ذكر شده از بين مى رود. بايستى توجه داشت كه اين به دليل وجود اختلاف اساسى بين متابوليسم در جنس مذكر و مؤنث نيست، بلكه به اين واقعيت مربوط است كه زنان چربى بيشترى از مردان دارند.
براى اثبات اين واقعيت مى توان با استفاده از كوليس مخصوص اندازه گيرى ضخامت چربى زير جلد، ميزان چربى بدن مردان و زنان را تعيين كرد، ارقام زیر نتيجه مطالعه اى است بر روى گروهى از دانشجويان و بيماران بيمارستان انجام گرفته:
از طرف ديگر در جدول استاندارد BMR مشاهده گرديد كه BMR در كودكان در حال رشد فعال بالاست ودر سن ١٢ سالگى به سرعت افت مى كند و ازآن به بعد به كندى ولى به طور ثابت كاهش مى يابد.
BMR بوميان مناطق حاره معمولا حدود ١٠% زير استاندارد جدول مشاهده شده است.
اكثر مهاجرين به مناطق حاره (ولى نه همه آنها) كه ممكن است در اصل اروپايى يا از آمريكاى شمالى باشند نيز كاهش مشابهى در BMR خود پس از سكونت در منطقه حاره نشان مى دهند. پايين بودن BMR نژادهاى گرمسيرى به احتمال زياد يک نوع آداپتاسيون به محيط است. در مورد اثر عامل نژاد در BMR شواهد متقاعد كننده اى وجود ندارد.
اكر فرد از حالت خوابيده به نشسته و سپس به ايستاده تغيير موضع دهد و ميزان BMR او دراين حالات اندازه گيرى شود، متابوليسم بدن افزايشى در حدود ٢٠٪ در حالت نشته در مقايسه با خوابيده و ٣٠% در حالت ايستاده در مقايسه با خوابيده نشان مى دهد.
اكر فرد در تمام روز روى صندلى آرام بنشيند، افزايش متابوليسم او حدود ٢٠% بيش از متابولیسم پایه (BMR) به اضافه مقداری حدود 10% برای (Dietary Induced Themogenesis) DIT یا گرمازایی القا شده می باشد که سابقاً به نام SDA خوانده میشد.
گرما زايى القاشده ازغذا (DIT)
از اين اصطلاح براى تعريف اثر غذا در افزايش ميزان متابوليسم بدن در مقايسه با مقدارآن به هن'ام ناشتا استفاده مى شود.
درابتدا تصور مى شدكه DIT مربوط به هضم و جذب مواد غذايى است ولى تغذيه ازراه وريد اين تصور راباطل نمود. زيرا با اين روش SDA همچنان وجود داشت.
علت DIT نامشخص است. Krebs معتقد است كه مصرف پروتئين موجب افزايش نياز بدن به انرژى إز طريق تحريک سنتز اوره مى گردد. Ashworth آن راناشى از سنتز پروتئين دربدن مى داند. Hegsted نظريه ديگرى دارد و معتقد است كه علت DIT (انرژى اتلاف شده» به هنكام توليد انرژى در سطح سلولى است. يعنى زمانى كه انرژی پتانسیل غذا به انرژى آزاد ATP براى استفاده ارگانيم تبديل مى گردد، راندمان متابوليكى مراحل اين تبديل حداكثر 4٠٪ است كه بسته به مسير متابوليكى و وضع تغذية ارگانيسم متغير است. به نظر Hegsted خوردن غذا راندمان تبديل انرژى را بيشتر كاهش مى دهد واين خود موجب اتلاف حرارتى مى گردد كه به نام DIT غذا شناخته شده است.
گرچه درستى توضيحات ذكر شده معلوم نيست، ولى به هرحال DIT وجود دارد و در محاسبات دقيق نيازمنديهاى انرژى به حساب آورده مى شود. مقدار آن حدود ٦% كل انرژى مورد نياز برآورد شده است كه در مقايسه با انرژى مورد نياز براى BMR و فعاليت فيزيكى سهم كوچكى دارد.
انرژى مصرفى به هنكام پیاده روى
در اين زمينه در بسيارى ازكشورها مطالعات وسيعى انجام شده است. ترديدى وجود ندارد كه عوامل متعدد و پيچيده اى در تعيين انرژى مصرفى دخالت دارد ولى سرعت و وزن بدن مهمترين اين عوامل هستند. در جدول زیذرارقامى را مشاهده خواهيد كرد كه انرژى مصرفى را هنگام پياده روى براى افراد با وزنهاى مختلف و در سرعتهاى متفاوت نشان مى دهد.
جدول شماره ١٢
انرژى مصرفى ( KCal در ١٠ دقيقه ) به هنگام پياده روى با وزن وسرعت متفاوت كه كاهش وزن موردنظر است استفاده كرد و احتمال نمى رودكه خطاى آن براى استفاده فردى بيش از ١5٪ باشد. البته از اين ارقام نمى توان براى افراد داراى نقص عضوكه در موقع راه رفتن مشكلاتى دارند استفاده كرد.
انرژى مورد نياز انسان
در شرايطى كه فرد سلامت و غذا به اندازه كافى در دسترس باشد، معمولاً تأمين انرژى مورد نياز به راحتى عملى است (اين زمينه، بعداً مورد بحث قرار داده خواهد شد). در موارد كلينيكى معمولاً ارزيابى نياز انرژى يک بيمار محتاج به تجربيات ساده اى است. براى مثال اگر قرار است بدانيم ٢٥٠٠ كيلوكالرى انرژى در روز براي يک حسابدار مبتلا به ديابت كه مى خواهد فعاليت و تفريح روزنه اش رادنبال كند كافى است، بايستى اين مقدار انرژى با قرار دادن گروهى از مواد غذايى مناسب در رژيم او تأمين و سپس افزايش يا كاهش وزن مورد بررسى قرار داده شود. انرژى مورد نياز افراد تغييرات وسيعى دارد و اين واقعيت حتى در بين كساني كه داراى شغل و طرز زندگى مشابهى هستند نيز صدق مى كند. بنابراين اگر اطلاع دقيقى از نياز انرژى فرد مورد نظر باشد توسل به اين تجربه ساده ضرورى است.
اما در مواردى كه نياز گروه بزرگى از مردم، نظير نيروهاى ارتشى، زندانيان، هيئت و گروههاى اعزامى براى انجام مسئوليتهاى طولانى يا سخت، شبانه روزيها و مؤسسات ديگر موردنظر باشد، ارزيابى غذاى مورد نيازآنها ضرورت دارد. در مواردى كه به دلايل مختلف از جمله سيل، زلزله، جنگ و تحريم اقتصادى، كشورى باكمبود غذاروبه روست، تعيين انرژى مورد نيازكل كشور براى جيره بندى يا مسائل ديگر كمك مؤثرى به توزيع عادلانه مواد غذايى مى كند.
دولت هميشه (بجز در مواردى كه غذا كمياب است) بايستى تخمينى از نياز انرژى كل كشور در اختيار داشته باشد تا براى برنامه ريزى كشاورزى، كنترل صادرات و واردات كشور مورد استفاده قرار دهد. اين واقعيت مشكل تازه اى نيست واز زمان حضرت نوح شروع و هنوز ادامه دارد و خواهد داشت.
روشها
١٠ - بررسى مواد غذايى دريافتى
Voil در ١٨٨١ با اندازه گيرى مقدار غذاى دريافتى كارگران وصنعتگران آلمانى به نتيجه رسيد كه به طور متوسط يک فرد ٣٠٥٥ كيلوكالرى در روز نياز دارد. Atwater با انجام همين روش روى زارعين چند منطقه متوجه شد كه متوسط نياز آنها در حدى بين ٢٦٣٥ تا ٣٣١٠ كيلوكالرى است. ازآن به بعد در مناطق وكشورهاى بسيارى با اين روش نياز انرژى گروههاى مختلف تعيين گرديد.
لازم به تذكر است كه استفاده ازاين روش به دو مورد غير قابل اجتناب زير بستگى دارد:
الف - وقتى غذا فراوان است و عاملى براى جلوگيرى از مصرف آن وجود ندارد، غذا بيش از نياز مصرف مى گردد. از طرف ديگر برعكس وقتى كه غذا كمياب يا قدرت خريد پايين است به احتمال زياد مصرف كمتراز متوسط مورد نياز است.
ب - بررسى مواد غذايی دريافتى اطلاعاتى در زمينه چگونگى مصرف انرژى يعنى، ميزان نياز براى فعاليتهاى شغلى، زمان بيكارى و تفريحات ديگر در اختيار مى گذارد. در حالى كه تغيير فعاليتها ازكار يدى به مكانيكى واصولاً شناخت انرژى مورد نياز در فعاليتهاى گونا گون بسيار با اهميت است.
از نقطه نظر علمى انجام بررسى دريافتى خانواده (اندازه گيرى تمام غذاهاى مصرف شده در طول زمان معين دريک خانواده) نسبتاً ساده است. ولى (بررسى دريافتى غذاى فرد) كه مى بايستى تمام موارد غذاى دريافتى يک فرد اندازه گيرى شود تا اطلاعات جمع آورى شده دقيق تر باشد، از نظر تكنيكى مشكل وانجام آن به همكارى فرد مورد آزمايش نياز دارد.
٢ - بررسى انرژى مصرفى
اين روش كوششى براى تصحيح موانع غير قابل اجتناب موجود در روشهاى ((بررسى مواد غذايى دريافتى» است. اين بررسى به جمع آورى دو دسته اطلاعات مشخص نياز دارد:
الف - گزارش دقيقه به دقيقه انواع فعاليتهاى شخص مورد آزمايش.
ب - ارزيابى انرژى مصرفى براى هر فعاليت كه يا مستقيماً با اندازه گيرى اكسيژن مصرفى تعيين مى گردد ويا از طريق محاسبه آن از جداول مربوطه. مجموع زمان مصرف شده در هر فعاليت ضرب در ميزأن انرژى مورد نياز براى آن فعاليت برابر كل انرژى مصرفى فعاليت است. طبيعى است كه انرژى مصرف شده در ساعات غيركار نيز در مجموع ذكر شده وارد مى گردد ولى براى ساعات غيركار و تفريح معمولاً مقاديرى به طور اختيارى واز روى اطلاعات جمع آورى شده از تجربيات موجود در جداول استفاده مى شود. به هرحال جدول زیر انرژى مورد نياز در زمان اشتغال به كار و ساعات غيركار واستراحت رادر دو نوع شغل (كارمند اداره و كارگر معدن) نشان مى دهد.
متوسط وزن كارمندان ٦4/٦ كيلو كرم و سن ٢٨ و وزن معدن چيها ٦٥/٧ كيلوكرم وسن 33 سال است.
تعيين انرژى مصرفى با اين روش، به دقت روش تعيين غذاى دريافتى است ولى به هرحال به همكارى افراد بسيارى نياز دارد. حتى از روش قبلى تحت شرايط معين ساده تر است.
بالاخره انرژى مورد نياز افراد در اغلب كشورها تعيين و در جداول مخصوص براساس وزن، جنس ونوع فعاليت توصيه مى گردد. نكته قابل توجه اين است كه جيره تعيين شده در اين جداول فقط براى گروههاى بزرگ مردم قابل تعميم است وممكن است انرژى مورد نياز يک فرد به مقدار قابل توجهى با آن متفاوت باشد. هدف از جيرة تعيين شده اين است كه بر مبناى آن غذاى كافى براى توليد انرژى وادامه يک زندگى فعال تأمين گردد.
انرژى مورد نياز بستگى به چهار عامل يا متغير دارد:
١ - فعاليت بدنى
٢ - اندازه و تركيب بدن
٣ - سن
٢ - محيط و آب و هوا
البته كودكان ونوجوانان در دوره رشد وزنان باردار و شيرده به هرحال به انرژى اضافى نياز دارند.
اثر فعاليت بدنى: حدود نيمى از انرژى مصرفى يک فرد نسبتاً فعال به مصرف حفظ فعاليت ارگانهاى داخلى بدن مى رسد كه تحت نام متابوليسم بازال (BMR) يا متابوليسم استراحت ازآن صحبت شد، وبقيه آن در عضلات براى انجام كار به ويژه در حركت دادن توده بدن وانواع كارهاى خارجى مورد استفاده قرار مى گيرد. در عضلات، انرژى براى حفظ اندام بدن نيز مصرف مى شود.
براى ساده كردن مطلب بهتر است انرژى مصر فى يک فرد به سه قسمت كه هريک شامل ٨ ساعت مى باشد تقسيم گردد.
يك قسمت خواب، قسمت ديگر كار و قسمت آخر فعاليتهاى غيركارى و تفريح را شامل مى شود. ميزان انرژی مصرفى به هنگام خواب، تقريباً به اندازه متابوليسم بازال وحدود ٥٠٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت است. انرژى مصرفى كار براساس نوع كار - و نه فرد - تعيين مى شود. دركار نشسته (فعاليت سبک) ٩٠٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت. دركار با فعاليت متوسط ١٢٠٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت واگر كاراز انواع كارهاى با فعاليت زياد و سنگين باشد، ١٨٠٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت انرژى نياز دارد. انرژى مصر فى فعاليتهاى غير كارى و تفريح براساس فرد تعيين مى شود و مقدار آن از يک فرد به فرد ديگر متغير است.
احتمال نمى رود كه افراد داراى فعاليت سبک به تفريحاتى دست بزنند كه نياز به فعاليت بدنى داشته باشد، از اين رو فعاليت غيركارى و تفريحى آنها بيش از افرادى كه در كارهاى سنگين فعاليت دارند نمى باشد. جدول شماره ١٢ حدود انرژى مصرفى مردان رابا فعاليتهاى مختلف و نياز غذايى مربوط به آن فعاليتها نشان مى دهد.
جدول شماره ١٤
اختلاف وسيعى بين ماهيت يک كار انجام شده حتى در شغلهاى مشابه وجود داردكه دراين مورد نيز به ذكر مثالهايى مى پردازيم:
الف - مشاغل نشسته (فعاليتهاى سبک) : اينگونه مشاغل كه كارمندان ادارات، راننده ها، خلبانان، آموزگاران، روزنامه نگاران، پزشكان، روحانيون، قضات، آرشيتكتها و كسبه رادر برمى گيرد به ٢٧٠٠ كيلوكالرى در روز انرژى نياز دارند.
ب - مشاغل نسبتاً فعال : اينگونه مشاغل كه افراد شاغل كارهاى سبک صنعتى و مونتاژ و كارگران راه آهن، پستچى، درودگرها، دباغها، لوله كشها، شاگرد راننده ها واغلب كارگران مزارع و ساختمانى رادر برمى گيرد، حدود ٣٠٠٠ كيلوكالرى در روز انرژى نياز دارند.
ج - مشاغل بسيار فعال : اين مشاغل كه كارگران معدن، فولادسازى، آجرپزى، باراندازها، جنگلبانى وسربازان ارتش و بعضى كارگران مزارع وساختمانى و كارگران مشاغل غير ماهر رادر بردارد، به ٣٦٠٠ كيلوكالرى نياز دارند.
انرژى مورد نياز كارگران مشاغل مختلف، بستگى به تسهيلات مكانيكى قابل دسترسى آنها دارد. براى مثال بسيارى از كارگران مزارع و صنايع ساختمانى كار بسيار سنگين انجام مى دهند، در حالى كه اكر همين كارگران در مزارع و ساختمانهايى كار كنند كه مجهز به ماشين آلات مدرن باشد، فعاليت آنها را نمى توان در رده بيش از نسبتاً فعال به شمار آورد.
در جدول شماره ١٥ يه كَروهى از مشاغل و كالرى مورد نيازكه توسط Durnin و passmore در انگليس تهيه شده است براى آشنايى اشاره مى گردد.
اكثر زنان گروههاى مختلف به طور متوسط به ٢٢٠٠ كيلوكالرى در روز انرژى نياز دارند واين رامى توان به شكل زير تقسيم كرد:
- حدود 4٢٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت خواب.
- حدود ٨٨٠ كيلوكالرى براى ٨ ساعت فعاليت شغلى (كار ادارى و يا كار سبک خانه دارى).
- حدود ٩٠٠ كيلو كالرى براى ٨ ساعت فعاليت غير شغلى.
ارقام موجود در جدول در انگليس تهيه شده وضرورتاً قابل تعميم دركشورهاى ديگر نيست و فقط براى آشنايى و ذكر نمونه آمده است.
دركشور هاى صنعتى به دليل استفاده كمتر از نيروى عضلانى، مصرف انرژى در طول ٨ ساعت كار كاهش يافته است وشواهدى نيز وجود ندارد كه مصرف انرژى در طول ٨ ساعت استراحت (فعاليت غير شغلى وتفريحى) افزايش يافته باشد. ازاين رو كل كالرى مصرفى دراين نوع كشورها، كاهش يافته و قابل مقايسه باكشور هاى غير صنعتى نمى باشد.
براى مثال جيره كالرى توصيه شده براى يک فرد بالغ درآمريكا ٢٨٠٠ و ٢٠٠٠ كيلو كالرى به ترتيب براى مردان و زنان است. اين مقدار در مقايسه با رقم ٣٠٠٠ و ٢٢٠٠ كيلو كالرى به ترتيب براى مردان وزنان انگليسى كمى كمتراست واين خود به دليل تفاوت نوع زندگى دراين دو كشور است.
تذكر اين نكته ضرورى است كه ميانگين انرژى مصرفى براى افراد بالغ يک كشور چيزى بيش از يک حدس علمى نيست. زيرا اين ميانگين، براساس مشاهدات واندازه گير يهاى انجام شده بر روى نمونه اى از جمعيت آن كشور به دست مى آيد. در اين صورت براى مشاغل بخصوص نمونه اى از افراد آن رشته شغلى انتخاب مى گردد و انرژى مصرفى آنها به دقت اندازه گيرى مى شود.
يكى ازگروههايى كه معمولاً در اين كشورها براى تعيين انرژى مصرفى تحت مطالعه قرار داده مى شود، سربازان ارتش است و جيره غذايى آنها براساس همين مشاهدات توصيه مى گردد. دانشجويانى كه به طور شبانه روزى در كالجها زندگى مى كنند وزندانيان و بيماران روانى يا بسترى در خانه نيز از گروههايى هستند كه انجام بررسيهاى انرژى بر روى آنها با مشكل زيادى روبه رو نمى شود. اندازه گيرى انرژى مصرفى تصوير واقعي ترى از انرژى مورد نياز رادر مقايسه با بررسى رژيم غذايى در اختيار مى گذارد.
تأثير اندازه و تركيب بدن
واضح است كه يک مرد ٨٠ كيلوگرمى هيكل دار بيش از يک زن ٢٠ كيلوگرمى با جثه كوچک به غذا نياز دارد. ولى ارتباط دادن كميت غذاى مورد نياز به اندازه بدن مشكل است.
حيوانات كوچک به ازاء هر واحد از وزن بدن غذاى بيشترى در مقايسه با حيوانات بزرگ مصرف مر كنند، زيرا نسبت سطح بدن با كوچک شدن اندازه بدن افزايش مى يابد ودر نتيجه انرژى بيشترى براى تأمين حرارت تلف شده از سطح نسبتاً وسيع بدن مورد نياز است. به طوركلى ٨٢ درصد انرژى حاصل از متابوليسم گلوكز واسيدهاى چرب به حرارت تبديل مى گردد و از اين مقدار حدود ٨٥ درصد از راه پوست و بقيه از راه ششها، ادرار و مدفوع دفع مى گردد. در پستانداران گونه هاى مختلف، غذاى مورد نياز بستگى نزديكى با وزن بدن به توان 0/73 دارد.
كيلوكرم وزن به توان 0/73 رابه اصطلاح وزن بيولوژيكى بدن (Biological body weight) مى گويند. براى روشن شدن نقش وزن بيولوژيكى بدن لازم به تذكر است که تمام بافتهاى بدن از نظر متابوليكى فعال مى باشند و تجزيه و ترميم مى گردند ولى در بعضى از نسوج اين تغييرات سريعتر از نسوج ديگر صورت مى گيرد. مثلا عضله، مغز، غدد و اعضايى نظير كبد، نسبتاً فعالترند و اكسيژن بيشترى در هر واحد از وزن در حالت طبيعى مصرف مى كنند، ولى استخوانها و بافت چربى كمتر فعالند و اكسيژن كمترى براى انجام فعاليت متابوليک طبيعى خود نياز دارند. بادر نظر گرفتن اين واقعيت، حال اكر دو فرد با وزن مشابه (مثلاً ٩٠ كيلوگرم) ولى قد متفاوت ( ١٥٠ و ١٨٠ سانتيمتر) رادر نظر بگيريم، فرد قد بلندتر به دليل آنكه وزن كمترى از چربى و عضله نسبتاً بيشترى از ديگرى دارد، نياز انرژى متابوليسم بايه او بيشتر است زيرا همان طوركه ذكر شد، بافت عضلاني درهر واحد از وزن خود در مقايسه با بافت چربى اكسيرن بيشترى نياز دارد. در نتيجه اختلاف موجود در تركيب بدن در اندازه گيرى سطح بدن وهمچنين وزن بيولوژيكى بدن (يا اندازه متابوليكى بدن) كه همان « كيلوكرم وزن به توان 0/73 است، مؤثر مي باشد.
حال به ميزان انرژى مصرفى تعيين شده براى مردان و زنان كه به ترتيب ٣٠٠٠ و ٢٣٠٠ كيلو كالرى در جدول شماره ١٥ توجه كنيد.
اين انرژى به ترتيب بر مبناى يک مرد ٦٥ و يک زن ٥٥ كيلوگرمى، محاسبه شده است و با توضيح يشتر يعنى در مرد ٦٥ كيلو گرمى، ٢٦ كيلوكالرى به ازاء هر كيلوگرم وزن و درزن ٥٥ كيلوگرمى، ٢٠ كيلو كالرى به ازاء هر كيلوگرم منطقى است، ولى خارج از اين حد به دليل تغيير در تركيب وزن بيولوژيكى يا فعال بدن اين روش محاسبه براى تعيين انرژى مصرفى منطقى نيست. زيرا اين احتمال مى رود كه افراد چاق سنگين وزن نسبت بيشترى چربى در مقايسه با افراد سبک وزن در تركيب بدن خود داشته باشند. از اين رو بهتر است كه ميزان انرژى مصرفى در ارتباط با وزن بيولوژيكى بدن تعيين گردد. تحقيقات نشان مى دهند كه غذاى مصرفى يا دريافتى افراد سنگين وزن بيش از افراد طبیعی نيست، ولى احتمالاً به دليل بزرگ بودن جثه، فعاليت فيزيكى كمترى از افراد سبک وزن دارند و وزن در اينجا به اصطلاح يک عامل كاهنده انرژى مصرفى است.
در جدول شماره ١٦ (وزن بيولوژيكى) معادل با وزنهاى مختلف داده شده است.
ميزان انرژى محاسبه شده براى متابوليسم پايه به ازاء واحد وزن متابوليكى برابر ٧٠ كيلوكالرى است. بنابراين روش براى اندازه گيرى انرژى مورد نياز يک فرد بايد:
١ - متابوليسم يايه بر مبناى اندازه متابوليكى يا وزن بيولوژيكى محاسبه و تعيين گردد.
٢ - تعيين فعاليت فرد بر مبناى گزارشات دقيق و محاسبه انرژى مصرفى براى هر فعاليت.
٣ - افزايش يک فاكتور اضافى براى عمل ديناميک مخصوص غذا اين مقدار حدود
١٠٪ مجموع كل (١) و (٢) است.
براى روشن شدن روش محاسبه نمونه زير ارئه مى گردد:
مشخصات فرد:
مذكر، سن ٣٥ سال، وزن ٦٠ كيلوگرم، قد ١٧٠ سانتيمتر.
BMR=70*60*3/4=70*22=1540
کیلو کالری انرژی فعالیت 1005=60*16/75
مجموع انرژی فعالیت و متابولیسم پایه 2545=1005*1540
10% عمل دینامیک مخصوص غذا 255 <> 254/5=0/1*2545
کیلوکالری انرژی کل مورد نیاز فرد 2800=255+25454
اثر عامل سن
سن از دوراه اثرات خود را بر نيازمنديهاى انرcى اعمال مى كند:
١ - با افزايش سن، فرد به كارهايى روى مى آوردكه به انرزى كمترى نياز دارد و همراه با آن از فعاليتهاى جسمانى ديگر خود كه باكارش ارتباطى ندارد نيز مى كاهد. دراين حال به انرژى كمترى نياز دارد.
٢ - بعد از ٢٠ سالگى ميزان متابوليسم پايه به ازاء واحد وزن به تدريج كاهش مى يابد (به جدول شماره ١١ استاندارد متابوليسم پايه مراجعه گردد). علت اين كاهش به دليل تقليل نسبت نسوج فعال متابوليكى بدن است. به منظور مشاهده نمونه اى از نياز منديهاى غذايى به ويژه انرژى جدول شماره ١٧ ارائه مى گردد.
اثر عامل آب وهوا
عقيده كلى بر اين است كه هواى سرد تحريک كننده اشتها وهواى گرم تقليل دهنده آن مى باشد. به هرحال در اين زمينه تجربياتى وجود داردكه نشان مى دهد تحت شرايط يكسان و قابل مقايسه، غذاى دريافتى يا انرژى مصرفى مى تواند به نحوى تحت تأثير عامل آب و هوا تغيير كند. اثر عامل آب و هوا ناشى از تغييرات حاصل در فعاليت فيزيكى است ولى شواهد ديگر نشان مى دهدكه متابوليسم بازال در نواحى گرمسير حدود ١٠% كمتر از نواحى معتدل است. هواى بسيار سرد وبسيار گرم، هردو باعث محدود كردن فعاليتهاى فيزيكى خارج از محيط خانه است و بدين ترتيب نياز غذايى كاهش مى يابد. توصيه مى شود در مواردى كه درجه حرارت محيط بيش از ٢٥ درجه سانتيگراد است، ميزان انرژى دريافتى حدود 5 تا ١٠٪ تقليل يابد.
رشد و اندازه بدن
واضح است كه كودكان در سنين مختلف براى رشد و تكامل فيزيكى وفعاليتهاى ويژه سن خود به انرژى كافى نياز دارند. ميزان انرژى مورد نياز كودكان در سنين مختلف و در ارتباط با وزن آنها در جدول شماره ١٨ نشان داده خواهد شد.
در سال اول زندگى ميزان انرژى مورد نياز به ازاء كيلوگرم وزن بدن بيش از دو برابر مقدار آن در افراد بالغ است و به تدريج با افزايش سن كه همراه با تقليل سرعت رشد به ازاء هر واحد از بدن است كاهش مى يابد. تعيين مقدار انرژى مورد نياز براى رشد كار ساده اى نيست.
گروهى در بررسي هاى خود به اين نتيجه رسيدندكه انرژى مورد نياز براى تشكيل يک گرم نسج ٥ كيلو كالرى است ويک نوزاد ٣ ماهه، حدود ٢٣% از انرزى غذايى خود راصرف رشد مى كند. در انتهاى سال اول زندگى اين مقدار به ٦% و در سال پنجم زندگى به ٢% تقليل مى يابد.
جدول شماره ١٨
انرژى مورد نياز كودكان
طبيعى و واضح است كه فعاليت كودكان متفاوت است و ضريب تغييرات فعاليت آنها حدود ٣٠٪ از ميانگين معمول است. در اين ارتباط يك كودک فعال و سالم ممكن است انرژى زيادى مصرف كند در حالى كه اگر يک كودک غير فعال و گوشه گير حتى كمتر از نياز متوسط، انرژى دريافت كند چاق مى شود. از اين رو در تغذيه اطفال به شكل گروهى، رعايت نياز فردى آنها با توجه به سن و رشد ونيز فعاليت ضرورى است.
لازم به تذكر است كه نبايستى هميشه جيره انرژى كودكان در حال رشد براساس وزن آنها تعيين شود. زيرا اگر وزن كودكى به دليل ابتلاء به سوء تغذيه كم باشد ممكن است براى جبران رشد عقب مانده به انرژى بيشترى از مقدار توصيه شده نياز داشته باشد. البته در اين مورد، تذكر اين نكته ضرورى است كه اگر كودكى به دليل سوء تغذيه تأخير رشد داشته باشد، تا حد معينى قادر به جبران آن خواهد بود و اين بستگى به درجه يا شدت وطول زمان ابتلا به سوء تغذیه دارد.
از این رو بدن کودک پس از رسیدن به حد قابل جبران بیش از آن تحمل غذای اضافی را ندارد و اگر همچنان با انرژی بیشتری تغذیه شود احتمالاً در آینده چاق خواهد شد . به طور کلی کودکان می توانند تا قبل از سن 5 سالگی به خوبی جبران رشد عقب افتاده را بکنند ولی ظرفیت آنها از این سن به بعد کاهش میابد.











