لاوازيه شيميدان قرن ١٨ فرانسه را مى توان پايه گذار علم تغذيه به حساب آورد، ولى رژيم شناسى (Dietetics) موضوعى بسيار قديميتر است. چنانچه سقراط اغلب به بيماران خود دستور غذايى مى داد و در يونان باستان، پزشكان از فن رژيم شناسى در درمان بيماري ها استفاده مى كردند.
از قرن بيستم در بسيارى از كشورها، مسئله كميت و كيفيت مواد غذايى قشرهاى فقير جامعه مدنظر قرار گرفت و برخى دولتها براى اجراى اين مسئوليت به كاربرد علم تغذيه در برنامه ريزي هاى خود نقش مهمى دادند. با توجه به گوناگونى زندگى مردم جهان از آغاز تا امروز، انسانها رامى توان از نقطه نظر تغذيه به چهار گروه زير تقسيم كرد:
- بشر اوليه كه از راه شكار تغذيه مى كرد (Primitive Hunter gatherer)
- دهقان كشاورز (Peasant agriculturist)
- كوخ نشينان شهرى (Urban Slum Dewelers)
- شهرنشينان غنى (The affluents)
در حال حاضر از گروه اول تعداد زيادى در دنيا وجود ندارد ولى عده قابل توجهى هنوز كشاورزند. البته تعداد زيادى از اين گروه در حال پيوستن به كوخ نشينان شهرى و يا شهرنشينان غنى مى باشند. معمولاً دركشور هاى دنيا مخلوطى از گروههاى ذكر شده وجود دارد، ولى نسبت آنها متفاوت است.
بى ترديد تغذيه در هريک از گروههاى فوق در حالات سلامتى و بيمارى ويژگيهايى دارد وبه دليل تأثير عوامل مختلف محيطى، فرهنگى، اقتصادى و اجماعى نوع تغذيه آنها از اختلاف قابل توجهى با يكديگر برخوردار است. از اين رو مطالعه وضع تغذيه اين گروهها و تأثير عوامل محيطى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى برآنها و نيز بر الگوى بيماريهاى شايع تغذيه اى در اين اجتماعات مى تواند پايه اى براى كاربرد علم تغذيه با توجه به نياز جمعيت گوناگون و متحول جهان باشد. اصول تغذيه در شرايط مختلف فرهنگى يكى است ولى كاربرد آن بسيار متفاوت است و با توجه به زبان، فرهنگ و ساير عوامل مربوطه از فنون و تكنيک متفاوتى برخوردار است.
وضع تغذيه مردم ايران
اولين بررسى تغذيه اى در سال ١٣١٦ در چند شهر ايران به وسيله بانک ملى انجام گرفت و نشان دادكه بالغ بر ٥٥ درصد از درآمد خانواده ها براى خريد مواد غذايى مصرف مى گردد. بعد از اين تاريخ بررسي هاى محدود ديگرى به وسيله بعضى اشخاص در نواحى كوچكى انجام گرفته كه از ذكر آنها صرف نظر مى شود.
پس از تأسيس انستيتو علوم تغذيه، در سال ١٣٢٠ بررسي هايى در بسيارى از نقاط كشور به عمل آمد كه نتايج آنها چاپ و منتشر گرديده است. بررسي هاى انجام شده نشان مى دهدكه اكثر خانواده ها غذاى متعادل و مناسب با احتياجات خود مصرف نمى كنند و كمبودهاى پروتئينى، ويتامينى و مواد معدنى در برخى از خانواده ها مشهود است.
به طور كلى با توجه به اينكه جمعيت كل كشور در طى سالهاى اخير به بيش از دو برابر افزايش يافته و جمعيت شهرنشين خيلى بيش از دو برابر فزونى پيداكرده است، لذا توجه به امر تغذيه مردم روزبه روز حائز اهميت بيشترى شده و مسائل مهمى رابه وجود آورده است.
بخصوص اينكه با پيدايش وسايل جديد براى زندگى و توقع عموم براى تهيه و تأمين اين وسايل، هميشه بيم آن مى رود كه اشخاص سهم بيشتر درآمد خود را براى خريد احتياجات غير غذايى مصرف نمايند. مثلاً تهيه خانه هاى بهتر، استفاده از تلفن، آب لوله كشى، برق، كولر، يخچال، راديو، تلويزيون و ساير وسايل برقى و يا استفاده از اتومبيل و مسافرتهاى داخل و خارج، توجه روز افزون مردم به تربيت فرزندان خود نيز موجب هزينه هاى سنگينى براى خانواده ها شده كه همه موجب آن مى گردد تا سهم كمترى براى مواد خوراكى باقى بماند. از طرفى زندگى شهرى و فرصت كم براى ذخيره كردن مواد غذايى و تهيه آن در منزل و پيدايش صنايع غذايى و روش هاى جديد تهيه و نگهدارى و توزيع غذاها نيز مسائل جديدى هستند كه هركدام تأثير خاصى روى وضع تغذية مردم دارند و در حقيقت كشور ما مثل بسيارى از كشورهاى در حال توسعه، دوران تحول همه جانبه اى را طى مى كند كه طبيعتاً يكى از جوانب خيلى مهم و اساسى آن، تحولات تغذيه اى مردم مى باشد و بايد سعى كردكه اين تحولات برمبناى صحيح و با رعايت تمام اصول علمى و پيشرفته اى كه در اين زمينه وجود دارد، انجام گيرد تا به نتيجه اي كه انتظار مى رود برسد.











